
!!سلام!!
بازم صبح شده!!
یه روز دیگه و ساعت 2 شده
یه روز دیگه هم باید بی توسرشه
بازم یه روز تکراری کنار خاطراتت
میگذره و بازم من دور از تو تنهای تنهام

صبحت بخیر عزیزم با انکه گفته بودم دیشب خدا نگهدار
با انکه دست سردت از قلب خسته تو گوید حدیث تکرار
صبحت بخیر عزیزم با انکه در نگاهت حرفی برای من نیست
با انکه لحظه لحظه میخوانم از دو چشمت تن خسته ای زتکرار
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قفص را میل رها شدن نیست
من با تمام جانم دلبسته و اسیرم باید که باتو باشم به پای تو بمیرم


شب سفر یه حادثست برای تو برای من
یه فرست بدون شرط واسه دوباره ما شدن
اخر این جاده کجاست عبور یا رسیدنه
حتی دروغ ولی بگو که این شبا مال منه
از تن تو نمیگذرم حرفاتو باور میکنم
تو دست باروونی عشق خستگیمو در میکنم
میونه این فاصله ها بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه سفر با تو غنیمته


تكيه به شونه هام نكن..
.. من از تو افتاده ترم..
.. ما كه به هم نميرسيم..
.. بسه ديگه! بذار برم...
.. كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم..
.. يه گوشه اي كنج قفس..
.. چادر غم سرت كنم..
... من نه قلندر ميشمو..
.. نه قهرمان قصه ها..
.. نه برده ء حلقه به گوش..
.. نه مثل اون فرشته ها..
.. من عاشقم..
..همينو بس! غصه نداره..
.بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم


نوشته شده توسط تنها در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 1:47 |
لینک ثابت |